قصه آدم ها پر شده از ماجراهای ریز و درشت؛
آدم ها می آیند، کنارمان زندگی می کنند، سنگ صبور می شوند، ناب ترین آدم زندگی مان می شوند و ...
و نمی بینیم که در پس پرده ی قصه شان چه می گذرد، نمی بینیم که آنها هم درد دارند، غم دارند، خسته می شوند، جا می زنند ...
یک روزی پرده می افتد و سنگ صبورها منفجر می شوند، بداخلاق می شوند، فریاد می زنند، بی احساس می شوند ...
قصه آدم ها پر شده از ماجراهای ریز و درشت و گاهی چنان دردناک و جانکاه که سنگ هم منفجر می شود!
کاش بدانیم که در پس پرده چهره آرام و مهربان آدم ها حتما قصه آرام و مهربانی وجود ندارد!
کاش بدانیم که آدم های زمین حق دارند کم بیاورند، زیر و رو شوند و تغییر کنند!
بدانیم که همه آدم ها بی دلیل عوض نمی شوند، یکبار هم ما کنارشان بمانیم، یکبار هم ما مرهم درد باشیم :)