از دلخوشی های من

تمام شدن این امتحان های کذایی ..

این رفتارهای حال بهم زن

آدم چرا باید خسیس باشد ؟ حالا این زیاد مهم نیست ، آدم چرا باید مصداق کامل " نه خود خورد ، نه کس دهد ، گنده کند ، به سگ دهد " باشد ؟ نه واقعا چراااااااااااا؟

برف

برف : پاشو آبروی منو بردی ، روی نیمکت خیس ، زیر بارون ، مچاله شده و ساکت ... اه اه نگو که داری ادای عاشقا یا دیوانه ها رو در میاری ، چون حالمو بهم میزنی . تا الان همه فکر کردن یا عاشقی یا دیوانه . خب کدومی ؟

من : هیچکدوم .

برف : پس چه مرگته ؟ یهو وسط روز چهار ساعت می گیری می خوابی ، اول صبح میری هرچی خیابونه پیاده گز می کنی ، مدام آهنگ های مزخرفتو گوش میدی و به نمی دونم کجا نگاه می کنی ، میری پیش سه تا دوست شهیدت ولی لال میشی و عین یه مجسمه فقط نگاه می کنی ... خب حرف بزن خبر مرگت .

من : غروب جمعه توی یه شهر کویری ، بارون ... دل آدم می گیره . فقط دلم گرفته .

برف : منم باورم شد . پاشو برو داخل ، بارون داره شدیدتر میشه .

من : یکم دیگه میرم .

برف : چرا گریه کردی ؟

من : چرا دلیل خنده هامو نمی پرسی ؟ چرا وقتی دپرسم ، وقتی بغض کردم ، وقتی گریه کردم میای میگی چه مرگته ؟ اشک های من باارزش تر از خنده هام نیست .

برف : بدهکار هم شدم ؟ برو بابا با اون اخلاق مزخرف نچسبت .

من : من تصمیم گرفتم فقط حال خوبم رو با آدما تقسیم کنم .

برف : هر غلطی می خوای بکن ، من که آدم نیستم ...

من : دِ همین دیگه ، مشکل اینه تو آدم نیستی ، آدم هم نمیشی .

برف : پس غصه هاتو من می خورم .

من : میرم داخل . خیس خیسم ، دارم یخ می زنم .

برف : خداحافظ برفک .

من : :)

dream

 

خدایا چشم هاش ، چشم هااااااااااش . یک جفت چشم فیلی رنگ :))

دنیا بی لبخند همیشه یک چیزی کم دارد ، لبخند بزنید ، زیاد ، بزرگ ، عمیق :)

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر

خوشبختانه , باران ارث پدر هیچ کس نیست ..

حسین پناهی

برف

برف : با این که برام خیلی قابل تحسینه ، اما همین که کس دیگه ای تحسینش می کنه ، حسودیم میشه . حتی گاهی ازش ناراحت میشم !

من : داری دچارش میشی .

کلام خدا

« رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ »

پروردگارا! دلهایمان را ، بعد از آنکه ما را هدایت کردی ، ( از راه حق ) منحرف مگردان و از سوی خود ، رحمتی بر ما ببخش ، زیرا تو بخشنده ای .

آل عمران , آیه 8

نابرده گنج , رنج میسر نمی شود .

آرزوهای خاموش

وقتی که می نشینم توی کافه ها و نوشیدنی های گرم و سردی را که با اشتیاق سفارش می دهم , سر می کشم ، هوس کافه چی شدن می آید سراغم ! هوس داشتن یک کافه ی کوچک نیمه روشن با چند تا میز گرد و صدای موسیقی بی کلامی که عاشقش هستم و من ـی که دارد برای مشتری میز کنار پنجره یک فنجان قهوه می ریزد .

مراقب قلب هایتان باشید .