در راه است ..
و باز هم ناهار و شام های بی کیفیت دانشگاه با آن سینی های غذاخوری چندمنظوره اش که موجب سهولت تجسم پادگان برای آدم می شود!
هوم، باید اعتراف کنم که دلم کمی فقط کمی برای کشک و بادمجان های سلف تاکش تنگ شده. باور کنید شکمو نیستم .
شاید او نخستین مرد در جهان باشد که با هواپیمایش برای در آغوش گرفتن آمارنتا اورسولا، فرود اجباری کرده است.
صد سال تنهایی / گابریل گارسیا مارکز
اندر احوالات این روزها
سرمای استخوان سوزی که در جانم نفوذ کرده و در زمانی که همه از هوای خوب آخر تابستان لذت می برند من سردم می شود و تنها با پروراندن رویای شعله های گرم بخاری زیر پتوی بزرگم زنده می مانم!
بی دغدغگی
بعد از انجام انبوه کارهای تمام و نیمه تمام این تابستان، در تختم فرو رفته ام و به روزهایی که به سرعت از پس هم می گذرند، خرده کارهایی که روی هم تلنبار می شوند، اتاقی که رو به کثیفی و نامرتبی می رود و احساساتی که به غلیان درمی آیند یا فرو می نشینند و خاموش می شوند می نگرم و سعی می کنم به هیچ چیز فکر نکنم!
اندر احوالات این روزها
چنان پوست بدنم خشک شده و مدام خشک تر می شود که حس می کنم همین حالاست که ترک بخورم و متلاشی شوم و تلی پودر آیدا ازم باقی بماند !
کنار آمدن
امروز آخرین جلسه سنتورم بود و اینک "ها" یکی دیگر از آدم های خوب و دوست داشتنی زندگی من، به دست جدایی تلخ تاریخ می افتد ...
فکر می کنم به این که چطور توانستم و دوباره می توانم یک سال نبینمش؟
آدمیزاد واقعا موجود عجیبیست!
پوووف
یکی از مواردی که به سرعت باعث افتادن افراد از چشمم می شود، صدا زدن کسی با نام خانوادگی اش بدون به کار بردن پیشوند آقا یا خانم است. شاید یکی از بدشانسی هایم همکاری با رئیسی است که این عادت را دارد و مدام خودش را از چشم من می اندازد! و البته چاره ای جز کنار آمدن با این قضیه ندارم تا زمانی که قدرت گوشزد کردن اشتباهش را به دست بیاورم.
در ستایش استاد
پیدا کردن تایم کلاس های استاد محبوب خود و احتمالا قرار گرفتن های یهویی در مسیرش در آینده! و بعد؟ لبخند زدن، سلام کردن، وقت بخیر گفتن و رفتن!
dream
نمی توانید تصور کنید که من چقدر عاشق این لعنتی ها هستم!
هر بن سای مثل داشتن یک تکه ی خیلی بزرگ از دنیا برای من است، می توانید تصور کنید؟
خلاق باشیم.
یک ایده جدید خلاقانه همین گوشه کنارها قایم شده و منتظر است تا شما کشف ـَش کنید. باور کنید :)
در ستایش استاد
یک استاد چقدر می تواند خوب و خوشبخت باشد که وقتی اسمش را در لیست دروس ارائه شده ی این ترم رشته خودت نه، بلکه در یک مهندسی دیگر می بینی، از این که باز هم در دانشگاهت مانده و از ایران نرفته ذوق مرگ می شوی !
ریاضت های جعد گیسویم!
آیا موهای فر دارید ؟ آیا نوک موهایتان موخوره دارد و مدام گره می خورد؟ آیا موس و سرم و کتیرا و کریستال کوچک ترین اثری روی موی شما نداشته است؟ آیا موهایتان زیادی خشک و وز است؟
اصلا مهم نیست، گور باباش! با توجه به این که عبارت "گور باباش" در این متن کاملا به صورت بیجا به کار برده شده و ربطی به موضوع نداشته و دارای ابهام بوده و هم چنین اندکی غیر اخلاقی است، اما کاملا می تواند دلم را خنک کند.
پس مخاطبان مجعد عزیزم زندگی تان را بکنید و لذت ببرید و به موهایتان ابداً توجهی نفرمایید!
برف
good feeling
حس های خوبتان جاودان.
جونپی با خودش گفت می خواهم داستان هایی بنویسم متفاوت از آن هایی که تا حالا نوشته ام، می خواهم درباره ی آدم هایی بنویسم که خواب می بینند و منتظر می شوند شب تمام شود، آدم هایی که چشم به راه روشنی اند تا بتوانند آن هایی را که دوست دارند در آغوش بگیرند ...
بعد زلزله / هاروکی موراکامی
نقل
نُقل پنج ماهش است، هرچیزی را که به آن علاقه مند می شود میخورد! اصلا برایش فرقی ندارد آن چیز خوراکی باشد یا نه، مهم این است که نقل دوستش داشته باشد و آن وقت است که با ولع آن را به سمت دهانش می برد. می دانید نقل یک عاشق واقعی شکمو ـست که می توان ستایشش کرد.
چرا آنقدر سنتی گوش می دی؟
امتحان کنید.
به هدف هایتان نگاه کنید
به عملکردتان نگاه کنید
ببینید آیا رفتار شما با هدف هایتان تناسب دارد؟
مدیر یک دقیقه ای / کنت بلانچارد ، اسپنسر جانسون
پروژه ی جدیدم
+ شاید یک روزی مادر ماگ دنیا شدم!


