dream

برف دست هایش را باز کرده و روی لبه ی خیابان راه می رود و مدام داد می زند : هی یواش تر برو ، صبر کن بهت برسم ، اما من خیلی سردم است , برای همین سریع تر قدم برمی دارم . برف عاشق سرماست ، سرمای خیلی خیلی زیاد ، اما من عاشق دماهای خیلی زیر صفر درجه نیستم چون یخ می زنم ، دقیقا کاری که الـآن دارم می کنم هم یخ زدن است ! برمی گردم و به برف می گویم : تو تندتر بیا ، الـآن واقعا لازم نیست تمرین تعادل کنی ، یاد بگیر که همه نمی تونن اونطوری که تو دوست داری رفتار کنند ، باید حواست به طرز برخوردت با آدم ها باشه . از لبه ی خیابان پایین می پرد و می گوید : باشه اما تو چی ؟ آیا واقعا لازمه که همیشه هندزفری توی گوشت بگذاری و آهنگ گوش بدی و تندتند قدم برداری ؟ تو یاد گرفتی که توقع نداشته باشی همه مثل خودت رفتار کنند ؟ ؛ سکوت می کنم ، برف هم دست هایش رو توی جیب های کت اش فرو می کند و بی حوصله همراهم می آید .
ترم جدید شروع شده و من قصد خریدن کلاسور و دفترهای خوجگل موجگلی که ترم پیش دیده بودم و خودم داغ خریدنشان را به دل خودم گذاشتم , دارم . اما نمی دانم چرا کسی را پیدا نمی کنم که بخواهد برای خودش از این لوازم التحریرهای دوست داشتنی بخرد ، نمی دانم چرا هیچکس ذوقی که در من وول می خورد را ندارد ، نمی دانم چرا همه می خواهند توی یک کاغذپاره ای چیزی , جزوه هایشان را بنویسند برود ...
دیالوگی از یک فیلم
یک کاری را دوست داشته باشید که هروقت حوصله ـتان نکشید آن را انجام دهید ، یک کاری مثل کتاب خواندن ، کیک پختن ، نقاشی کردن ، موزیک گوش دادن ، خوابیدن ، خرید کردن و ... . زندگی آنقدر ارزش دارد که حتی در بی حوصلگی هم باید از آن لذت ببریم .
آهنگ "یه مردی" ابی را بارها و بارها گوش می دهم و برف می گوید : الکی مثلا تو یه مردی با موهای جوگندمی !
توصیه ی من به جوانان این است که به دنبال کار برای یادگیری باشند , نه یک درآمد ؛ قبل از انتخاب یک حرفه ی خاص و قبل از گیر افتادن در "مسابقه ی موش" به انتهای جاده نگاه کن تا ببینی چه مهارت هایی به دست خواهی آورد .
زمانی که افراد در فرایند همیشگی پرداخت صورت حساب ها گیر می افتند , درست مثل همسترهای کوچکی می شوند که درون گردونه های فلزی کوچکشان می دوند . پاهای خزدار کوچکشان به سرعت در حال دویدن هستند ، گردونه ـشان به سرعت در حال گردش است . اما فردا به سراغ شان بیا , هنوز در همان قفس هستند ..!
پدر پولدار،پدر بی پول _ رابرت کیوساکی
اگر می توانید حال بد یک نفر را خوب کنید ، پس از این کار دریغ نکنید ، هیچوقت . بخشنده باشید و پرمهر و پرمهر و پرمهر ... شاید رسالت شما همین باشد , خوب کردن حال کسی :)