بوق

اگر روزی کتابی به اسم "بوق" یا "لطفا بوق نباشید" یا "مشکلات خود را به بوق بسپارید" و ... دیدید ، حتما آن را بخرید و بخوانید ، تالیف من و دوستم خواهد بود :))

+

خنده های بزرگ

خنده های از ته دل

بخندانیم همدیگر را ، با خنده های بزرگ قاه قاه .

برف

با هر جوانه ای متولد شو

برف

بهار آمده ..

همانا


خب گاهی هم باید با قهر و لجبازی و لوس شدن و ناز کردن برای پدر به خواسته های خود رسید .

من دو تکه شده ، تکه ای تحسینم می کند و تکه ای ملامتم !

من :)

دوستان جدیدی پیدا کرده ام و از داشتنشان عشق می کنم , آقای کتاب فروش ، عمو کاکتوسی ، خانم راننده تاکسی ، عمو اتوبوسی ، آقای کتابدار و ... . می دانید هروقت دیگران گمم می کنند ، می آیند اینجاها دنبالم می گردند . یعنی من هر وقت می خواهم گم شوم , می روم خودم را لای کتاب ها و کاکتوس ها و لابلای پیچ و خم خیابان ها گم می کنم ! حس خیلی خوبی دارد :)