برف
برف دو حرف توی دنیای ما گاهی خیلی لعنتی می شوند "ت" و "ر" ، وقتی کنار هم قرار می گیرند و می شوند "تر" و می چسبند به کلمات "بهتر ، بیشتر ، بزرگتر ، خوشبخت تر ، قشنگ تر ، مهمتر ..." و بعد ما آدم ها چشممان را روی همه ی داشته های بی "تر" ـمان می بندیم و می رویم سراغ این کلمات ، تا آدم مهمتری شویم ، تا پول بیشتری به دست بیاوریم ، تا خانه ی بزرگتری بخریم ، تا آدم های بهتری را پیدا کنیم ، تا ... و فکر می کنیم اینطوری خوشبخت تر می شویم ، اما حتی یادمان می رود که این لابلاها کمی فقط کمی برای خودمان زندگی کنیم ... خیلی مسخره ـست برف ! من واقعا نمی دانم چرا آدم نباید با کلماتی بی "تر" خوشبخت باشد ، ما آدم ها زیادی ناسپاسیم ، درست نیست برف ؟
اندر احوالات این روزها
منصور : گل من ای نازنینم
ما : تو عزیز دلمی , تو عزیز دلمی , تو عزیز دلمی
منصور : رو چشات نشینه شبنم
ما : تو عزیز دلمی , تو عزیز دلمی , تو عزیز دلمی
... :))
اندیشیدن به پایان هرچیز ، شیرینی حضورش را تلخ می کند
بگذار پایان تو را غافلگیر کند
درست مثل آغاز !
صادق هدایت
حیف است
اکثر افراد می خواهند همه ی آدم های دنیا به جز خودشان را تغییر دهند . بگذار چیزی به تو بگویم ، عوض کردن خودت راحت تر از عوض کردن دیگران است .
پدر پولدار ، پدر بی پول _ رابرت کیوساکی
بابای من
تمام تصور اتوبوس سواری های طولانی طولانی طولانی ملالت بار فردا ، با تصور درخشش چشم های پرانتظار پرمهر یک نفر , دلچسب می شود ، یک نفر که صدایم می کند "نامرد دلتنگی آفرین" ، یک نفر که صدایش می کنم "بابا" ؛
اندر احوالات این روزها
من با موهای فرفری ام , با دامن چارخانه ی چین دار بلندم , با هدفون قرمزم نشسته ام جان عشاق همایون گوش می دهم و علم مواد می خوانم و دانه دانه قرص نعناع می خورم و سه تا هم خانه ای ام دارند وسط هال می رقصند و موهای فرفری ام را دوست دارند و دامن چین دارم را هم ، اما به ساز و آواز همایون می گویند چرت و پرت و به علم مواد نیز هم . درون من دختر موفرفری باریک بلندی نشسته که لبخند می زند و آرام است ، خیلی آرام ..
برف
برف : چه دنیای دردناکی ..
اندر احوالات این روزها
با هم خانه ای ـَم رفتیم یک کیک شکلاتی بزرگ و دو لیوان میلک شیک شکلاتی و یک گونی پودر ژله خریدیدم و مثل دو تا خرس شکمو گنده ی خوشبخت برگشتیم .