هجوم واژه ها
وقتی که برای آدمی "دوست" هستید، دوستش بدارید، دوستش بمانید، اگر میخواهید نباشید خب نباشید، بروید! ولی اگر هستید کامل باشید، رفیق نصفه و نیمه به درد عمه ـتان هم نمی خورد (اینجا احتمالا نویسنده دلخور بوده و به ناچار پای عمه ی شما را وسط کشیده!) داشتم می گفتم باور کنید دوست بودن اگر چیزی به انسانیت ـمان اضافه نکند چیزی نمی کاهد؛ پس برای یکدیگر دوست باشیم، خیلی خیلی دوست باشیم؛
یک روزی همه از زندگی هم خواهیم رفت، مطمئن باشید! یک روزی من آنقدر از شما و زندگی ـتان دور خواهم شد که دیگر مجبور به دوست داشتنم نباشید! (مثلا الان عمه من شما را مجبور کرده که مرا دوست بدارید، چون عمه من زن دیکتاتوریست!) خلاصه عمر بودن هایمان کنار هم خیلی کوتاه است، منظورم اصلا مرگ نیست، همه بالاخره یک روزی از جای الان ـمان می رویم، من می روم، شما می روید، او می رود، همه دور می شویم.
عمر دوست بودن هایمان کوتاه است، یک سال، دو سال، ده سال ... بالاخره تمام می شود، پس حالا که هستیم، حالا که دوست هستیم، دوست بداریم، دوست بمانیم، این یک تکه از زندگی دورهمی ـمان را خوب زندگی کنیم... .