این منم که بالاخره بعد از مدت ها در اتاق خودش می خوابد و آن برف است که گوشه ای کز کرده، این منم که سنتور میزند و آن برف است که گوشه ای کز کرده، این منم که خروار خروار کتاب نخوانده را می بلعد و آن برف است که گوشه ای کز کرده، این منم که گاهی گریه می کند، می خندد، قدم می زند، می رقصد و آن برف است که گوشه ای کز کرده ... این برف است که دارد آب می شود و آن منم که صبر کرده ام!